گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
145
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
انديشه ناكيد كه عبور از رودخانهها دشوارى عمدهء ماست و تصور ميكنيد با عبور دادن ما از دجله شما را سخت فريفتهاند . پس آيا آنچه چريكهاى بيگانه كردهاند كارى بسيار احمقانه نبوده است « 1 » زيرا تمام رودخانهها كه در نقاطى دوردست از سرچشمه غير قابل عبورند وقتى كه بسرچشمه نزديك شويم حتى بدون خيس كردن پاشنه پا مىتوان از آنها عبور نمود . اما حتى بر فرض اينكه رودخانهها مانع عبور ما باشند و راهنما هم نداشته باشيم باز چه جاى يأس و نگرانى است زيرا ميدانيم كه مىسى ها « 2 » كه بايد اعتراف كرد بر ما مزيتى ندارند در بسيارى از شهرهاى بزرگ و آباد قلمرو پادشاه اقامت دارند . وضع و حال پىسىها « 3 » نيز چنين است و راجع به لاكونىها « 4 » نيز با چشم خود ديدهايم كه استحكامات واقع در جلگه را تصرف كرده بودند و در اراضى متعلق به پارسيان كشت و كار دارند . در هر حال به نظر من هنوز صلاح نيست آشكار سازيم كه راه بازگشت به وطن را در پيش گرفتهايم بلكه بايد وانمود كرد كه قصد داريم در همين حدود رحل اقامت بيفكنيم چون ميدانيم كه پادشاه مىسىها را نه فقط راهنما بلكه گروگانهاى بسيار محض تضمين عبور بىخطر آنها در سراسر كشور خود خواهد داد و براى آنها راه نيز خواهد ساخت حتى اگر بخواهند با گردونههاى چهار اسبه حركت كنند و ميدانيم اگر مشاهده كند كه ما
--> ( 1 ) - چون يونانيها را به كرانهء شرقى دجله عبور داده بودند و استدلال گزنفون اينست كه يونانيها ناچار شدند به سمت بالا در جهت سرچشمه مدتها پيش بروند و بدين ترتيب زمانى بس طولانى در حيطهء آن دولت باشند . ( 2 و 3 و 4 ) - از اقوام آسياى صغير كه غالبا بر ضد حكومت ايران سركشى مىكردند .